-
تاریخ: 1401/10/21 ساعت: 1:07
من چیز زیادی از زندگی نخواسته بودم جز یک عشق زندگیم نابود شد ولی نفهمیدی کاش تو می فهمیدی چقدر به فنا رفتم ... به قلم معجزه گر در روز سه شنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۹ ساعت 0:58 Adblock test (Why?)
به خاطر یک میلیون تومن
-
تاریخ: 1398/10/29 ساعت: 5:51
در ادامه پست قبل :همه چیز عین یک دومینو بهم خورد و ضربه زد و سیل وار نابود کرد و رفت و به شدت متحیرم اصلا نمیدونم دویست میلیون بدهی از کجای زندگیم در اومد من که اصلا درآمدم خوب بود من که اصلا چیزی به زندگیم اضافه نشد پس این دویست میلیون تومن کجا رفته ؟خوب معلومه نزولی یا صعودی از همون یک میلیون در ا...
در انجمنت راه مده همچو منی را
-
تاریخ: 1397/12/20 ساعت: 16:32
موسیقی ماشین زمان است . در بر میگیردت ، میبلعدت و میبردت درست وسط کوچه کودکیت ، کوچه ای که از آن تمام خاطرات تاریخ مصرف گذشته ات را میبینی ، اما نمیتوانی به آنها دست بزنی . و ازین ناتوانی رنج میکشی ! این یعنی نوستالژی ، و موسیقی قدرتمند ترین ابزار نوستالژی ست ...
غمگین چو پاییزم از من بگذر ...
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 0:07
دوباره روزی بهار می شود ، من میدانم !پرستو ها روی همان پستو ، همان جای همیشگی خانه می سازند تو در بهار بعدی هم مثل همه بهارها در نهایت شکوه و زیبایی روز افزونت خواهی بود ... ای تمام بهار آرزو های من ! ای کودک مرده در بطن ذهن همیشه آبستن غم های من ... ای نوزاد هرگز متولد نشده من ... ای که تمام پاییز ...
حوض سنگی (( قسمت چهارم ))
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 0:07
قصه تا آنجا پیش رفت که با تیغه و موتور و در و پیکر بی در و پیکر کارگاه هم حسی ام شروع شده بود . هنوز یک دل سیر از شجاعت تازه بدست آورده ام کیفور نشده بودم ، که با صدای مربی جوان به خودم آمدم : _ کافیه حالا باید برش زدن رو یاد بگیری . شجاعت نابالغم در شرف تباهی بود که به خاطر آوردم این تیغه برای دست ...
شبی در حال مستی تکیه بر جای خدا کردم !
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 0:07
من خود خداوند بودم ! پیامبر بودم ،و کتابی داشتم ، که تنها یک آیه داشت ! (( ای قلب های لرزان و ترسان ، ویران شوید و بریزید ! که برای پذیرش پروردگار ، محصور دیوار هایتان ، بسیار کوچک اند ... )) و هیچ کس در امتم قلب لرزانی نداشت ، جز آنکه عاشق بود ! و هیچ قلبی نریخت جز آنکه شکسته شد ... + خداوندا نفهمی...
شاهزاده خانم کودکی من
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 0:07
شاهزاده خانم ! من هرگز به شما نگفتم که تمام نوروز ها مرا به یاد شما می اندازد . هزاران نوروز از پی هم گشتند و شما برنگشته ای و من هنوز سرگرم در خیال شما سرخوش ام با خیال شما که یک عمر خاطره من از بهار هستید شاهزاده خانم ! نصویر شما با آن دامن گلگلی که گل هایش از باغچه کوچک ما هم بهار تر بودند ، آن ک...
از من بگذر ...
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 0:07
تو سراپا بهاری و من در قعر زمستان های پایان ناپذیر ناباوری اسیرم من تنها بندی بر پای تو ام ای همراه ،بزرگواری کن و از من بگذر ... به قلم معجزه گر در روز شنبه پنجم فروردین ۱۳۹۶ ساعت 9:25 در بخش : پرسه در آینه
چه کسم من ؟ چه کسم من ...
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 0:07
و شاید درست ترین تعریف من از انسان : موجودیست که مقایسه تاریخ تمدنش با قدمت توحشش ،توجیه تمام جهالت هایش است ... به قلم معجزه گر در روز شنبه دوازدهم فروردین ۱۳۹۶ ساعت 13:22 در بخش : بی ربط نامه، بچه پست
تاریخ مصرف 99 سال پس از تولید !
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 0:07
(( تاریخ مصرف 99 سال پس از تولید ! )) قسمت دوم خانم والا رفعت را صدا زد که : _ آفتابه لگن را از خوض نه ، از تنگ سردابه که خنک تر است آب کن و وقت صلاه صبح بیار اتاقم ، افطار را هم تو حیاط میخوریم ، روی تخت . رفعت با آن هیکل ریزه جلدی پرید جلوی پای خانم والا و در حالیکه چشم های درشتش را پشت هم میبست و...
گو بروید ، یا نروید ، هر که هر هر جا که خواهد یا نخواهد !
-
تاریخ: 1395/8/16 ساعت: 13:17
گیاهی که از خوف پاییز _ که تنها تکامل بخش چرخه طبیعت است و هیچ گیاهی را تا ابد نخشکانده _ به علف های هرز همجوارش ، به برای گرم شدن پناه می برد ، دیر یا زود به در هم تنیدگی بی رحم ریشه های خشک فسرده شان دچار خواهد شد و قطعا پیش از روییدن در بهار بعدی ، خفه خواهد شد و مرد ... + باغبان و رهگذاری نیست ،...
غروب پاییزه ، دلم غم انگیزه ...
-
تاریخ: 1395/8/16 ساعت: 13:17
بازی رنگ های نور ، لا به لای برگ درختان ، در یک غروب پاییزی ، درست معنی شکوفا شدن دم رفتن است ، گل دقیقه نود ! و یا عاشق شدن در صد سالی ... دلچسبی اش درست در همین است که چیزی به پایان نمانده ، و فرصت کمتر از آن است که بتوان چیزی را از دست داد ! خاطر جمعی احمقانه ایست که سرخوشی غیر قابل افتخاری می آو...
شنبه مبارک باشد دارد !
-
تاریخ: 1395/8/16 ساعت: 13:17
کسی نمیداند ! خداوند در ساختن روز شنبه چه رملی پنهان کرد ، که شنبه همیشه جادویین و خیال انگیز ترین شکل صرف فعل توانستن است ...
در کتاب دل قصه ها ز تو دارم ...
-
تاریخ: 1395/8/6 ساعت: 15:59
و بالاخره روزی رفت ، چنان که انگار ، هرگز نیامده بود ... + شهامتی نا به هنگام ، برای به دست آوردن چیزی از دست رفته ، که وقتی دست یافتنی بوده شهامتش جنگیدن برایش را نداشتی ، تنها از تو احمقی میسازد و بس ... ++ به یاد تو پشت پنجره ها سر به گریه گذارم ...
من اگر پاییزم و درختان امیدم همه بی برگ شدند ...
-
تاریخ: 1395/8/1 ساعت: 16:23
دیدن یک گیاه خود رو یا علفی که گوشه ای از غارت بی رحمانه پاییز ، به دور از تشریفات گرده افشانی و آبیاری و کود دهی ، در امان مانده و سر برآورده ، به تو یاد می دهد : برای برد در چرخه ای که پاییزی شدن در آن اجتناب ناپذیر است تنها چاره سرکش و خود رو بودن است ... + تو بهاری و به اندازه باران خدا زیبایی ....
ما موج های خامش آرامشیم
-
تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 6:36
بالاخره روزی به پایان میرسد ، و تو این را سال ها بعد خواهی فهمید ، تنها وقتی که حس کنی چیزی در گذشته ای ، جایی ، حسی ، خاطره ای ، چنان نیمه تمام و بی صاحب جا مانده که بعد از صد سال هم باز ، تو را به مرثیه در سوگ خویش دعوت می کند .... + با صخره های تیره ترین کوری و کری
خوشا دلی که مدام از پی نظر نرود ...
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 17:00
خیال تو خوبست بی هوا خودش بیاید و بماند ، و گاهی هم که ناگهانی رفت ، مرا به دنبال خود ، دیوانه وار ! تا نا کجاهای دست نیافتنی در به در کند ، خیال تو که زورکی نمی شود ... + معجزه گر پانزده هزار سال قبل + به هر درش که بخوانند بی خبر نرود ...
تو اردیبهشتی یا اردیبهشت توست ؟!
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 11:57
آنقدر با اردیبهشت هم پیاله شدی که آخر منه هزار ساله ، فراموش کردم کدام نقطه اردیبهشت ، اردیبهشت را اردیبهشت کرده بودی ! همینقدر یادم ماند که پیش از تو اردیبهشت نبود ... + احتمالا این هفتمین سال میشد که تولد اردی رو قرار بود یادم بره واسه همین همین الان که یادم اومد تبریک گفتم که داغ داغ باشه . البت ...
تعلیم و تعلم عبادت است !
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 11:57
من هم معلم بودم ! من خوب میدانم تحمل دانش آموز کودن به مراتب بهتر از دانش آموزیست که نمیخواهد درس را بفهمد ! دقیقا یه همچین معلمی مثل شکل زیر بودم تمام مدت کلاس بی وقفه داشتم داد میزدم :D + آدم تیتر رو میبینه یاد دفتر تعاونی میافته :D
نوستالژی ای با مشخصات زیر مفقود گردید لطفا با انتشار این مطلب در یافتن آن ما را یاری کنید :)
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 11:57
خواهش میکنم خیلی با دقت و جدی ترانه زیر رو بخونید و اگر اون رو شنیدین یا خوانندش رو میدونید و یا این آهنگ رو در اختیار دارین بهم اطلاع بدین .به یابنده آهنگ یا کسی که مشخصات مناسبی ارائه کنه و موجب پیدا شدن آهنگ بشه هدیه ناقابلی به صورت وجه نقد اهدا میشه .فقط به اوین نفری که آهنگ رو پیدا کنه یا مشخصا...